بس است…!!!

Back to نوشته‌ها

بس است…!!!

ناله بس است

ناله و فریاد تا کی؟

گدایی محبت تا کی؟

دگر خموش ناله بس است…!

عذاب تو

مجازات اصراف در دلدادگیست…

غرورت را نشکن.

تقصیر تو نیست

دوره دوره ی تنوع طلبیست

تو همان پیرهن کهنه و مندرسی

خدمات تو دگر پیدا نیست

جنس مرغوب تو هم ارزش نیست

پاره ای و بی ارزش

پارچه ای تکراری

محکوم به تبعیدی

تن او منتظر تغییر است

منتظر

قطعه لباسی زیبا

حتی چینی

حتی نامرغوب

مهم اینست که تغییر شده

پس دگر ساکت شو

حرف نزن

لال شو

لا اقل از عشق نگو

تو فقط بازیچه ای

تو غرورت را کشتی تا

او تکبر بکند

تو دلت را دادی تا

او دلت را بکشد

تو در این دل کویر

خواستی عشق بکاری اما

تو خیانت کاشتی و او وفا را کشت

اینجا خیانت به وفور یافتنی است

سهراب گفت:

چشم ها را باید شست

جور دیگر باید دید

تو چرا کور شدی؟

بس کن مرد

نمی گویم بد بین باش

اما…

چشمهایت را باز کن.

 

social position

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back to نوشته‌ها