تن پوشی از خاک

Back to نوشته‌ها

تن پوشی از خاک

دنبال یه راه بهتر بودی،جز رفتن

کاش می رفتی و بوی تن تو گم میشد وکاش می رفتی و چشمان تو از یادم میرفت

من مانده ام و تو هم کنارم هستی

اما همیشه ماندن خوشبختی نیست

و چه تلخ فهمیدم … من در نبض نفسهای تو حبس شدم

این حکم رای عادلانه ای نیست

مجازتم شد، بودن و فراموشی تو

در عشق مجال مصلحت سنجی نیست

من ماندم و خروارها حسرت تو

فردایی که دگر به آن امید نیست

social position

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back to نوشته‌ها